در تحقیق حاضر اولین عامل استرس زا در مقطع زمانی اول ، عامل اساتید و مسؤولین (٧۶.۴%) بود که در مقطع دوم در رتبه دوم قرار می گرفت (۶١.۵%)، در حالی که رتبه اول مربوط به حجم تکالیف بود (۶۶.۵%). در تحقیق دکتر Polychronopoulou درسال ٢٠٠٣-٢٠٠٢ در دانشگاه یونان نیز حجم تکالیف و دشواری دروس بیشترین عامل استرس زا (٨٢%) در دانشجویان بود (٢)،.

در حالی که در تحقیق Murihead در سال ٢٠٠۵ در دانشجویان کانادا این عامل در رتبه دوم عوامل استرس زا قرار می گرفت (١٧). در توجیه این قضیه می توان گفت که با توجه به زمان کم و حجم زیاد دروس ، دانشجویان این رشته برنامه منظم و زمان بندی مناسب برای انجام تکالیف ندارند که باعث استرس در این مورد شده است . در همین تحقیق ، عامل اساتید و مسؤولین ، رتبه چهارم از عوامل استرس زا را داشته (١٧).

و در تحقیق Rosli در سال ٢٠٠۵-٢٠٠۴ در دانشکده ای در مالزی ، در رتبه دهم واقع شده بود (١٨). این عامل در تحقیقات مشابه خارجی رتبه ای به مراتب پایینتر را اشغال کرده که شاید به دلیل رسیدگی بیشتر مسؤولین دانشکده های مورد بررسی به مشکلات دانشجویان و یا نحوه برقراری ارتباط دانشجویان با اساتید و مسؤولین باشد. به نظر دانشجویان استرالیایی جو ایجاد شده توسط اساتید استرس زایی کمتری داشته است (١٩).

در تحقیق حاضر، عامل کارآیی دانشجو و فشار کاری شامل امتحانات و نمرات ، انتقاد دیگران و تکمیل ریکوارمنت ، رتبه های چهارم و سوم را به ترتیب در دو مقطع زمانی اول و دوم به خود اختصاص داد. این در صورتی است که در دانشجویان کانادا، عامل نمرات و رتبه ، بیشترین عامل استرس در دوره آکادمیک بود (١٧) و در تحقیقی در پنج دانشکده اروپایی که توسط Gorter و همکاران در سال ٢٠٠٣ انجام شد به ترتیب اجبار در درس خواندن (در شاخه حجم تکالیف )، و ارتباط با بیماران و فشاردروس (در شاخه کارآیی دانشجو) بالاترین رتبه آزمون DES را داشتند (١٣).