طلقبودن مورد معامله از دیدگاه فقهی

درباره طلق بودن، مسائل و مباحث متعددی قابل طرح است که در ادامته بتهطتور ماتصتر بررستی میشود.

مفهوم طلقبودن

درباره مقصود از طلق بودن موضوع معامله در عقد بیع، نظرات متفاوتی مطرح شده است که براتی از آنها ذکر میشود:

الف( همان طور که مالحظه شد، عالمهحلی تعبیر تمامیت ملک را بهکار گرفته است. اما محقتق اردبیلی در شرح این سان می گوید: «معنای این عبارت واضح نیست هرچند مثا هتای آن روشتن است.» ایشان احتما میدهد مقصود از آن ملکیتی باشد که مالک هرگونته باواهتد در آن تصتر کند. اما باز هم تصریح می کند که این سان مجمل است و معلتوم نیستت کته چته چیتای مطلتق تصر در آن جایا است یا نیست تا بتوان تعیین کرد فروش آن جایا است یا نته )مجمتعالفائتده و البرهان، ۹۲۹۹، و.)۹۶۱ ( به نظر شین انصاری، مقصود از طلقبودن، تسلط کامل بر ملک است بهگونتهای کته مالتک بتواند در ملک هر کاری که باواهد انجام دهد و دست وی در این کار باز باشد.

اما بازگشت ایتن معنا در واقع، به این است که ملک طوری باشد که مالک بتواند به طور مستقل آن را انتقتا دهتد و انتقا وی نافک و مؤثر باشد، به این دلیل که حق غیر به آن ملک تعلق نگرفته باشد، تا معامله بدون اذن وی نافک نباشد )انصاری،۹۲۲۰، ج۲، و.)۲۹-۳۰ به نظر مرحوم نائینی نیا مقصود از طلق بودن این است که ملک نسبت به مالک آن رهتا و آزاد باشد، به این معنا که مالک بر آن شیء تسلط کامل داشته باشد و بتواند در آن هر نوع که باواهتد، تصر کند،در برابرِ مواردی که در آنها سلطنت مالک بته دلیتل تعلتق حتق غیتر، نتاقص استت )نائینی، ۹۲۹۳، و.)۳۹۳