کم کم عقده  حقارت در فرزندان پدید میآید و از حرف زدن در مقابل دیگران خجالت خواهند کشید و برای سخنرانی و خطابه هم ناتوان خواهند بود. در اثر تکرار، ترسها از بین میرود و خجالت نابود می شود و کار برای انسان حالت عادی پیدا میکند. هر چیز غیر عادی، مایه  خجالت یا ترسی می شود، ولی اگر عادی و طبیعی شد، خجالت و هراس هم زایل میگردد.

از هر چه خجالت و ترسی داشتیم، باید خود را در کام آن بیندازیم، تا ترس و خجالت، از بین برود و آن هراس موهوم و وحشت بیجا و بی دلیل، زایلی گردد. این تعلیم، از امیر مؤمنان علی (ع» است که فرمود: ((اذا هبت أمراً فقغ فیه فإن شدّه توقیه أغظم ما تخاف منه)) ۱ (هرگاه از چیزی مهابت و بیم داشتی، در آن قرار بگیر، چرا که سختی پرهیز و پروا، بزرگتر از خود آن چیزی است که از آن ترسی داری) خود هول و هراس، شدیدتر از آن موضوع بیمناک است و اگر انسان با آن درگیر شد، در مییابد که آن اندازه هم وحشتناک نبوده است. در مثلهای عرب است که: «أمّ المقتول تنام وأمَّ المهدّد لاتنام».

(یعنی مادر کسی که کشته شده است می خوابد، ولی مادر کسی که تهدید شده است خوابش نمیبرد.) این به خاطر همان اضطراب و نگرانی از حادثهای است که هنوز پیش نیامده و هرلحظه ممکن است اتفاق بیفتد. گاهی مانع اقدام انسان، بی خبری از استعداد خویش یا عدم اطلاع از جوانب و پیامدهای یک عملی است. وقتی اقدام کرد، هم میزان توانایی اقدام کرد، تا کمرویی و بیمناکی از بین برود و حالت عادی پیدا کند. به قول «امرسون»: کسی که بر ترس غلبه نکند، هنوز اولین درسی زندگی را نیاموخته است. کسانی هستند که با ورود افراد مهم به جلسه، دست و پای خود راگم کرده، خود را باخته، سخنرانی را خراب میکنند. باید با اعتماد کامل به نفس، سخن را ادامه داد و مرعوب شخضیت این و آن نشد.

کسانی هم هستند که مطالب را میدانند، اما با ورود به جلسه یا آغاز سخنرانی، آنها را فراموش میکنند. برای حل این کار، علاوه بر تکرار و ممارست در سخنرانی که فرد را با اعتماد به نفس بار می آورد، همراه داشتن یادداشتی حاوی رؤس مطالب مورد نظر مفید است، تا در هنگام سخن با یک نگاه اجمالی به آنها، مطالب را به یاد آورد.

ارتباط گوینده و شنونده در سخنرانی یک جلسه  سخنرانی، میان ناطق و مستمعین، نوعی ارتباط متقابل و تأثیرگذاری و تأثیر پذیری وجود دارد و این بستگی به شرایط جلسه، نوع سخن و محتوا، کیفیت سخنرانی، شرایط ظاهری و… دارد. هر چه سخنران، قدرت تفهیم بیشتری داشته باشد، در جذاب، موفقتر است. هر چه سخنران، با نگاه به مستمعان جلسه را در تسخیر خود داشته باشد و توجه ها و نگاهها را به خود جلب کند، این رابطه بهتر بر قرار می شود. بعضی که هنگام سخن به خاطر شرم یا هر عامل دیگر به سقف و دیوار و بیرون از پنجره و… نگاه میکنند نه به چهره  افراد، توجه مخاطبان را از دست می دهند. هر چه مستمع، شیفته  کلام گوینده و شخضیت او باشد، بهتر گوش میدهد.