سطح کتاب از آنجا که تناسب سطح کتاب و خواننده، در بهرهوری از آثار مؤثر است، لازم است – چه کسانی که می خواهند مطالعه کنند یا برای مطالعه  دیگران کتاب معرفی کنند یا برای افراد و مراکز، کتاب تهیه کنند

– از سطح کتاب آگاه باشند. سطح بندی کتابها، گاهی با ملاحظه  تفاوت بینی مخاطبین انجام میگیرد، گاهی به لحاظ سطح معلومات آنان، کودکان و نوجوانان، در سطحی از آگاهی و زمینه  درک مطلب و نیازهای فکری و روحی قرار دارند، جوانان در سطح و شرایط و نیازهای دیگر، واهل مطالعه و تحقیق نیز شرایط و نیازهای خاص خود را دارند. حتی گاهی کتابهایی که ممنوع است یا محدودیت استفاده دارد، در کتابخانه های تخصصی یا قفسههای ویژه در اختیار اهل نظر و محققان قرار میگیرد. برخی مراکز و مؤسسات نشر، کتابهایی خود را بر اساس تقسیم بندی گروههای سنی زیر تفکیک و تقسیم می کنند:

گروه سنی «الف»: (زیر دبستان و سالهای اولیه دبستان)

گروه سنی «ب):(دبستان)

گروه سنی «ج»: (مقطع راهنمایی)

گروه سنی «د»: (مقطع دبیرستان)

گروه سنی «ه»: (دانشگاه)

معیار این تفکیک، یا سطح معلومات و میزان تحصیلات است یا سن وسالا. صددرصد و مطلق؛ مثلا مقطع راهنمایی محیط روستا و شهر یا در خانوادههایی با فرهنگهای مختلف شرایط آموزشی متفاوت، یکسان نیست؛ همچنین اگر سن پانزده سالگی را یک سطح به حساب آوریم: چون جوان پانزده ساله  محضل یا کارگر، شهری یا روستایی، تیزهوش یا معمولی و… همسان نیستند. اما می توان از مجموع، میانگینی به دست داد و آن را معیار گرفت.

راه شناخت سطح کتاب چیست؟

اگر ناشر، خود به این سطح بندی پرداخته و مشخص کرده باشد، کار آسان است؛ اما اگر ما خود بخواهیم آن را معین کنیم لازم است هم محتوا و سبک قلم را بدقت ملاحظه کنیم، هم زمینه های فکری و علمی و استعداد و فهم مخاطب را بشناسیم. کتب درسی دانش آموزان در مقاطع مختلف، ملاکی برای سطح بندی کتب دیگر است، البته تا حدودی نه صددرصد.