اندیشمندی او هم در انتخاب موضوعات، هم در پرداختن و بار آوردن آنها و هم در انتخاب کلمات و عبارات به کار میآید. تمرکز فکری روی موضوع، از مهمترین کارها در نویسندگی است. پایه قرار دادن دانسته ها، برای کشف و بیان نادانسته ها مفهوم تفکر است. فکر مستمر و متمرکز روی موضوع، نتیجه بخش و زاینده است؛ مثل ذره بین که اگر شعاع خورشید را روی یک نقطه کوچک متمرکز کند و این تمرکز، چند لحظه استمرار باید، آن را میسوزاند و کاغذ سیگار یا پارچه آتش میگیرد. ولی اگر تمرکز نور در یک نقطه نباشد، یا در آنجا ثابت نماند، نمیتواند بسوزاند. زایندگی فکر انسان در سایه  تمرکز روی موضوع خاصی است و انسجام در نوشته «انسجام » که از امتیازات هر نوشتهای محسوب می شود به این معناست که:

الف: مطالب، به هم پیوسته و در رابطه با موضوع باشد.

ب: ارتباطی خوب و منطقی میان قسمتهای نوشته دیده شود.

ج: نوشته، در مجموع، خواننده را به نتیجه  مورد نظر برساند. نوشته های منسجم، هدف مطلوب دارد واز وحدت هدف و جهت برخوردار است و درنهایت موضوعی خاص را ساخته و پرداخته، عرضه می کند. ولی نوشتههای بی سروته و نامنظم و مغشوش و بی ارتباط به هم، خسته کننده و بی نتیجه است. انسجام دردو محور مطرح است: ۱ – انسجام ذهنی

۲- انسجام نگارشی انسجام ذهنی، مقدمه و پایه انسجام نوشته است.

نویسنده اگر ذهنی منسجم و منظم است داشته باشد و مطالب در ذهن او، روشن، به هم پیوسته، مرتبط، هدفدار، و دارای نظم منطقی و «اول» و «آخر» و «نتیجه ای باشد، این ذهنیت در نوشته او هم تأثیر میگذارد. ولی ذهن آشفته و غیر منسجم، مطالبی را هم که در قالب نگارش یا بیان عرضه می کند، به همان صورت آشفته و نابسامان و فاقد نظم و ترتیب است. منسجم نبودن نوشته یا گفتار، یا از ضعف فکر و تنظیم شخصی نسبت به مطالب سرچشمه میگیرد، یا علت آن انبوهی دانسته ها و فشار معلومات بر ذهن اوست که مجال نظم و ساماندهی را از او میگیرد. هر کدام که باشد نقص است و باید در رفع آن کوشید.