نکات و مباحث غیر اصلی است و گوینده یا نویسنده یا مدرس، به قصد بیان و القای آنها به کار سخن و قلم پرداخته است، یک سری هم مطالبی است که در توضیح، تشریح و تأکید نسبت به آن مطالب اصلی بیان می شود، که به اینها نکات غیر عمده اجمالی از مطالب غیر اصلی را میتوان چنین برشمرد:

۱ – توضیحات برای روشن کردن مسأله اصلی

۲- نمونه های تاریخی و شاهد مثالها

۳- مطالب حاشیهای و غیر مرتبط با موضوع

۴- لفاظیها و عبارت پردازیهای غیر دخیل در مطلب اصلی

۵ – موارد تکرار شدن مطلب

۶- عبارات و جملات مترادف و هم مضمون

۷- جملات معترضه و اشارات تفسیری و توضیحی که آوردنش ملال آوراست

۔ اگر از یک نوشته یا سخن، محورهای فوق را جدا کنیم، آنچه می ماند، این که این موضوع، اصلی است یا حاشیه، بحث عمده است یا توضیح، احتیاج به دقت بیشتری دارد. اگر یک متن، چه داستان یا غیر داستان، چند بار مطالعه شود، امکان تلخیص دقیق، بیشتر خواهد بود. جملات، خود به خود چکیده  مطلب اصلی خواهد بود؛ البته با رعایت نکات دیگری که یاد شده است. در موردی که یک داستان خلاصه می شود، باید اسکلت و استخوان بندی اصلی قصه را آورد و از ذکر جزئیات داستان چشم پوشید. فرض کنید فیلمی را که در یک ساعت تماشا کرده اید، یا داستانی صاد صفحهای را که خواندهاید، اگر بنا باشد تنها در مدت پنج دقیقه خلاصه اش را بازگو کنید، چه قسمتهایی را انتخاب می کنید که با بیان آنها در این زمان محدود، تا نهایت داستان را هم اشاره کرده باشید ؟

پس پرداختن به قهرمان های اصلی و فرازهای حساسی و صحنه های عمده، کافی است و نباید به جزئیات پرداخت. میزان وقت یا ظرفیت نگارشی، نقش اساسی در .نحوه  خلاصه نویسی ما دارد تفاوت تلخیص با بازنویسی و بازآفرینی بازنویسی، برگردان متون کهن (شعر یا نثر) به نثر و عبارت است؛ بیآنکه مفهوم و محتوا دگرگون شود. در بازآفرینی، محتوا و سوژه  کهن، تبدیل به اثر جدیدی می شود که با اصلی، متفاوت است. بازنویسی مثل تعمیرات اساسی در یک خانه است، اما بازآفرینی، کوبیدن بنا و از نو ساختن است که چه بسا نقشه  ساختمان و کیفیت و چهارچوب اولیه هم به هم میخورد.

در بازنویسی، مضمون متن قدیم حفظ میشود، تغییرات در جا به جایی حوادث و الفاظ و ترکیبها انجام میگیرد. اصول زبان فارسی حفظ میگردد و از شکسته نویسی پرهیز می شود. توجه به سن و سطح فکر مخاطب، جهت درک و لذت بردن ضروری است. باید چیزی را بازنویسی کرد که از نظر پیام و محتوا، ارزشی داشته باشد.