لاجوس اگری مینویسد: هیچ فکر و عقیده یا پیش آمدی را نمیتوان برای نوشتن … مناسب و کافی دانست مگر وقتی که موضوع مشخصی برای آن در نظر گرفته شود. اگر موضوع مشخصی نداشته باشید شاید بتوانید به قدرت قریحه  سرشار و قلم شیوای خود آن فکر یا پیش آمد را با عبارات نغز بپرورانید و آن را حک و اصلاح کنید و مفصلی سازید و حتی حادثه و فکر دیگری به آن بیفزایید ولی مادامی که موضوع اثر شما معلوم نباشد آن اثر ناقص و نارسا خواهد بود چون وقتی هدف معلوم نبود شما نمیدانید در کدام جهت باید پیش بروید مثل ماهیای که در گل ولای گیر کرده باشد، و راه به جایی نمیبرد، شما هم برای یافتن حوادث و پیوستن آنها به یکدیگر به خود شکنجه می دهید و عاقبت هم یک اثر کامل و کافی به وجود نخواهید آورد.”

باز برگردیم به آثار بزرگ علمی و ادبی جهان. پس از قرائت و مطالعه ی هریک از آنان به راحتی و گاه با کمی تفکر و تعمق خواهیم توانست در یک جمله منظور و هدف نویسنده را خلاصه کنیم برای مثال چند نمایشنامه شکسپیر را که اکثر ما با آنها آشنا هستیم مورد توجه  فن نمایشنامه نویسی، ترجمه دکتر فروغ قرار میدهیم: رمئو و ژولیت موضوع این نمایشنامه ی بزرگ این است: عاشق حقیقی از مرگ هم بیم و هراس ندارد. و همچنین لجبازی و کینه توزی مرضی خانمان برانداز است. اتللو آدم حسود خود و شخصی مورد علاقه اش را نابود میسازد. شاه لیر ایمان جاهلانه انسان را به هلاکت و نیستی سوقی میدهد. مکبث جاه طلبی توأم با شقاوت شخص را نابود میکند.”

و به همین ترتیب سایر آثار ادبی بزرگ جهان نیز هر یک دارای هدف و مقصود معین و حساب شده ای هستند. اهمیت موضوع و هدف آنقدر زیاد است که به جرأت می توان گفت اگر دارای هدفی برای نوشتن نبوده و حرفی برای گفتن نداشته باشیم همان بهتر که قلم به دست نگیریم ولی اگر موضوعی را در نظر داریم که بخواهیم آنرا برای استفاده ی دیگران تشریح نماییم بهتر است از راه درست و حساب شده ای که توسط متخصصین فن معین و آزمایش شده و ما را بهتر به نتیجه می رساند استفاده کنیم و با زحمت کمتر به مقصود خود برسیم و تلاشی مان به هدر نرفته و نوشتهای یا مقالهای درخور و شایسته عرضه داشته و لذت به نتیجه رسیدن کار خود را نیز به خوبی بچشیم.