محقق باید این بخش را به عنوان آخرین بخشی که باید بنویسد تلقی کند و سپس آنرا در ابتدای پروپوزال قرار دهد. سعی شود یک نفر پروپوزال چیست؟ نوشته شده را مرور کند، این شخص باید نسبت به آنچه نوشته شده است

آدم مثبتی باشد. اگر در پایان نظر مرور کننده با حرفهایی مثل مطالب زیر بیان شود پروپوزال دارای مشکل است: .هیچ ایده اصلی وجود نداشت .استدلال و منطقی خیلی ضعیف بود .نتیجه ارائه شده غیر واقعی است .در پروپوزال نمی توان تجربه مناسبی یافت مشکلی که مطرح شده مهم نیست. پروپوزال به طور خاصی روی یک موضوع مشخص متمرکز نشده است. پروژه خیلی طولانی است.

پس از بیان مقدمهای کوتاه، باید نسبت به ذکر عنوان مسائل اصلی تحقیقی اقدام شود. عنوان کلی تحقیقی را میتوان در قالب یک جمله استفهامی بیان نمود تا به کمک این سؤال دانشجو به راحتی بتواند ذهن خود را به سمت هدف تحقیق متوجه سازد بدین معنی که هر تحقیقی با توجه به وجود مسئله و یا مشکل که خود شامل عوامل جزئی تری است انجام میگیرد.

در این رابطه بهتر است ابتدا مسئله تعریف و انتخاب شود، سپس اهمیت مسئله، هدف از انتخاب مسئله، امکان مطالعه، امکان به کارگیری روش های علمی و فراهم بودن امکانات برای انجام طرح شرح داده شود. در مقدمه باید روی اهمیت موضوع، ضرورت تحقیق، زمینه تاریخی و نتایج و یافته های احتمالی تاکید شود. به عبارتی محقق باید دلایل و توجیه طرح از نظر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و ضرورت انجام تحقیق مورد نظر را با دلایل مستند و علمی ذکر نماید. در این قسمت محقق باید حقایقی که احتمالا کشف خواهند شد و یا امکان توسعه مرزهای دانش و یا حل یک مسئله خاصی را ذکر نماید.

در طرح مسئله باید ضمن آشنائی با ماهیت تحقیقات و آزمایش های علوم زیستی مشخص کرد که چه حقیقتی بر محقق مجهول است و چگونه میتوان آن را به وسیله بررسی، کشف نمود؟ در این قسمت (بیان مسئله) دانشجو باید مسئله را به خوبی و به طور دقیق و واضح تعریف نماید و جنبه های ناشناخته و مجهول مسئله را معرفی نماید. دانشجو در این قسمت همچنین باید در مورد متغییرهای مورد مطالعه و روابط نظری بین آنها و ابعاد و محدوده مطالعه مطالبی را ذکر نماید.