مقدمه

شهرهای قدیمی ایرانی عموماً از ساختاری تا حدودی مشابه تبعیت می کنند. این ساختار شامل اجزائی چون محله ها، مسجد جامع، بازار، ارگ حکومتی، میدان و تکیه بوده است. که به مثابه یک کل مرکب از اجزا به صورت محلات و مرکز شهر می داند که در آن “هر محله به صورت واحدی اداری، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و دینی جزئی از شهر محسوب می شده است”.[۱] شکل گیری بافت محله تحت تأثیر عوامل معین اجتماعی (قومی و مذهبی) عوامل اقتصادی (حرف و مشاغل ) و عوامل طبیعی ( شکل زمین ، چگونگی توزیع منابع آب و پراکندگی آن ) بوده است . لیکن موجودیت هر محله به عنوان یک پدیده زنده در بستر ارتباط متقابل و تنگاتنگ این عوامل با یکدیگر شکل گرفته است . [۲]

نظام شهرسازی سنتی ایران بر مجموعه ای از ضوابط و قانونمندیهای کهن، ولی نانوشته و غیرمکتوب، استوار بوده است .این قانونمندیها تلفیقی از خصوصیات اقتصادی ، ویژگیهای محیطی و جهان بینی یا منظری از هستی بوده که پیش روی انسان قرار داشته است و بر اساس آنها، در شهرسازی به عواملی همچون عامل آب، عامل دفاع، وحدت عملکردی کارکردها و انواع جدایی گزینیهای فضایی، کارکردی و طبقاتی توجه شده است.

در دهه های اخیر، با تغییرات شگرف ساختار فضایی محله های شهری از نقش سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنها کاسته شده و نارسایی هایی چون آلودگی های زیست محیطی، بیکاری، فقر، حاشیه نشینی، بدمسکنی، آسیب های اجتماعی روانی و فرهنگی ، به ویژه اتلاف سرمایه های مادی و معنوی، را به همراه داشته است.[۳]

قرار گیری ساربان محله در محدوده بافت فرسوده شهر بجنورد و دارا بودن عناصر با ارزش معماری و شهری نشان از پتانسیل های طبیعی و مصنوع بسیاری در جهت بهره بردن از اصول و مفاهیم شهرسازی ایرانی در طراحی آن برای معاصرسازی این محله قدیمی می باشد که متأسفانه به این پتانسیل ها توجه چندانی نشده است. و عدم بهره گرفتن از این اصول در معاصرسازی و ترمیم بافت فرسوده این محله تاریخی و همچنین عدم استفاده از الگوی طراحی آن به عنوان راهنمای طراحی محله های جدید می باشد ، که مسائل و مشکلات زیادی را به همراه داشته است لذا این پژوهش سعی به شناخت اصول شهرسازی ایرانی و ارائه طرح هایی مطابق این اصول برای ساربان محله بجنورد نماید.

روش تحقیق: در این بخش از تحقیق با استناد به روش های معتبری که در حوزه طراحی وجود دارد، روش مورد استفاده پژوهش در راستا دستیابی به مطالعات مورد نیاز از ۳ روش مشاهده ساختارمند ، بازدید سایت ، تحلیل گرافیکی (عکسی) به منظور بازطراحی ساربان محله بجنورد با بهره گبری از اصول و مفاهیم کالبدی شرسازی ایرانی استفاده خواهد شد.

سابقه و پیشینه موضوع: مطالعات انجام گرفته در موضوع مورد بحث، تحقیقات و تألیفاتی است که در راستای مفاهیم شهرسازی ایرانی و همچنین ارائه اصول و معیارهای شهرسازی ایرانی برای طراحی ساختار شهر ها و محلات صورت گرفته است. در ذیل به تعدادی از مطالعات انجام شده اشاره می گردد.

سید حسین بحرینی سال ۱۳۷۴ در کتاب زبان طراحی شهری به ارائه اصول و قواعدی که از خصوصیات فرهنگی _ ارزشی جامعه نشات گرفته است اشاره نمود که تأثیر فرهنگ بر اصول طراحی[۴] منتج از پ÷وهش حاصل نیز می تواند از نقاط مشترک این دو پژوهش باشند همچنین دکتر محمود توسلی در تالیف کتاب اصول و روش های طراحی شهری و فضاهای مسکونی در ایران- جلد اول در سال ۱۳۷۶ به شناخت از اصول و معیارهایی که در طراحی فضاهای شهری در گذشته وجود داشته اند و اصولی که به کیفیت محیط های شهری منجر می شده اند دست یافتند.[۱] سال ۱۳۸۲ سید محسن حبیبیبا تالیف کتاب چگونگی الگو پذیری و تجدید سازمان استخوان بندی محله به ارائه معیار هایی برای تجدید استخوان بندی و ساختار محلات با استناد به ساختار محلات سنتی پرداخت [۵]

محمد کریم پیرنیادر کتاب سبک شناسی معماری ایرانی به بررسی و معرفی اصول معماری و شهرسازی ایران پرداخته[۶] که با اصول معماری و شهرسازی ایران در این پژوهش وجه اشتراک دارند از دیگر پژوهش های انجام شده نیز می توان به تالیف های جهانشاه پاکزاد، جان لنگ، علی آذر- دکتر کریم حسین زاده دلیر و محمد نقی زاده به ترتیب با عناوین مبانی نظری طراحی شهری، طراحی شهری، ساماندهی و بهسازی محلات سنتی با استفاده از رویکرد شهرسازی جدید و تحلیل و طراحی فضاهای شهری در سالهای ۱۳۸۵ الی ۱۳۸۹ به نتایجی به ترتیب از قبیل شرح عوامل موثر در ارتقاء کیفیت فضا و همچنین در ادامه این مطالعات ، ارائه دستور العملها و ضوابطی که از آن به عنوان راهنمای طراحی فضاهای شهری در ایران[۷]؛ ارائه چهارنوع کلی طراحی شهری و مجتمع را متشکل از مردم که باهم دارای تعاملند می داند اما محله را یک طرح کالبدی می داند [۸]؛ تبیین اصول و معیارهای طراحی محله در رویکرد نوشهرسازی و طراحی و احیای محله با استناد به این اصول[۹]؛ بر شمردن برخی از اصول و معیارهای نظم دهنده به شهر اسلامی و توصیف و تحلیل مصادیق این اصول[۱۰] که هر یک از این یافته ها خود به نوعی با موضوع پژوهش مرتبط و در همسو می باشند