و آن نوشتهٔ شادروان استاد پورداود است که او راجع به « پول » تحقیق کرده است :

پول         

ریال در ۲۷ اسفند ۱۳۰۸ هجری خورشیدی از برای تعیین واحد پول ایرانیان ریال برگزیده شده، بجای قران ، اما هنوز کلمهٔ قران از میان نرفته – بنابعادت دیرین ، ریال کنونی را باز قران خوانند . درست است قران لغت بیگانه و عربی است ، ریال هم بهمان اندازه بیگانه و اسپانیایی است و بیش از چهارصد سال است که بدستیاری پرتغالیها و اسپانیاییها در ایران شناخته شده است . پ تغالیها در سال ۹۲۰ هجری قمری ( ۱۵۱۴ میلادی) بفرماندهی البوگراد Albuquerque جزیرهٔ هرمز رادر خلیج فارس بچنات آوردند و در هنگام بیش از یکصد سال همچنان در دست داشتند تا در روزگار شاه – عباس بزرد (۱۰۰۳-۱۰۳۸) دگر باره از آن ایران گردید . آمد و شد پرتغالیها بکرانه های دریای فارس از زمان شاه اسماعیل اول که سرسلسلهٔ خاندان صفوی است ( ۹۰۷ – ۹۳۰ هجری قمری) آغاز میگردد. از سال ۹۸۸ هجری قمری یعنی سال چهارم پادشاهی محمد خدا بنده ، چهارمین پادشاه صفوی ، که کشور پرتغال بدست اسپانیا در آمد و تا سال ۱۰۵۰ یعنی سیزدهمین سال شهریاری شاه صفی (۱۰۳۸- ۱۰۵۲) در دست آن دولت بود، ایران هم با اسپانیا سروکار بهمرسانید، ناگزیر از همین روزگاران.

بازرگانی و داد وستداینان با ایرانیان آغاز میگردد و بدستیاری اینان ریال اسپانیائی در ایران شناخته شده است. پس از یادآوری این پیش آمد تاریخی پیداست که در قرن دهم هجری ، پول اسپانیائی با نام اسپانیائی خود از راه خلیج فارس ، با بران راه یافت ، ناگزیر درهیچیک از آثار فارسی پیش از آن روزگار نباید از ریال نام و نشانی باشد : پیش ازاینکه ریال رسماً نام واحد پول ایران گردد و بجای قران در آید ، عبارت بوده ازبیست و پنج شاهی . هر ارزشی که به یال در چند قرن اخیر در ایران داشته این کلمه اصلا اسپانیائی است و آن نام یک سکهٔ نقره بوده، رایج آن دیار و لفظاً بمعنی شاهی است، درست مانند کلمهٔ لاتین رگالیس (regalis) = شاهی از بنیاد رکس (rex) = شاه . رئال در مرزو بوم دیرین خود اسپانیا، نخست در سال ۱۴۹۷ میلادی سکه زده شده و تا سال ۱۸۷۰ پول نقرهٔ رایج آنجا بود و در مستعمرات اسپانیا نیز، چنانکه در بخش جنوبی امریکا هم رواج داشت شاید غرضی از برگزیدن ریال بجای قران این بوده که یافت لغت بیگانه بفارسی تبدیل شده باشد، یا اینکه از نام پول رایج عهد قجر دوری کرده باشند. بهر مقصود که باشد نقض غرض شده ، نه ریال فارسی و نه یادآور روزگار خوشی است، چنانکه گفتیم یادآور روزگاری است که بیگانگان بکرانه های دریای فارس دست اندازی.

رده بودند. از این که بگذریم ریال نام واحد پول ایران بخصوصه نگردیده ، از این رهآورد اسپانیائی عربستان سعودی هم از آن بهره بر گرفته اکنون پولشان ریال خوانده میشود . برگزیدن چنین لغتی یکی از آن صدها گواه بی مایگی اغت سازانماست . با اغاریوس olearius در زمان شاد صفی (۱۰۳۸- ۱۰۵۲) در ایران بوده ، در سخن از سکههای رایج آن زمان چون خدابنده عباسی ٬ بیستی ، لاری و جز اینها گوید که ایرانیان در دادوستد ریال اسپانیائی را هم در کمال میل میپذیرند. s از اینکه ریال جانشین قران گردید ، جای افسوس نیست ، نه در آن آمدن این بخوشی و شادمانی ارزد و نه رفتن آن بدرد و دریغ. ریال از رهآورده های اسپانیائی است در روزگاران صفوی و از همان دوران در سرزبانها مانده تا اینکه در این چند سال اخیر نام رسمی واحپ پول ایران گردیده است ، چنانکه از همان دوران سکهٔ رایج زمان شاه عباس بزراه ، بنام عباسی تاکنون در سر زبانهاست و آن امروز چهار شاهی است. اما قران ، اگر از برای آن یا شخصیت قائل شویم “ نسبت بر ایال برتری نژادی ندارد و در زبان ما از شرافت قدمت برخوردار نیست . ناگزیر این کلمه در اصلی صاحبقران بوده که در روی بسیاری از سکههای ایران از خاندان صفوی گرفته تا ناصرالدین شاه قاجار ( ۱۲۶۴ – ۱۳۱۳ ) دیده میشود. اینات برخی از آنها : بگیتی سکهٔ صاحبقرانی زد از توفیق حق عباس ثانی

این سکه نقره در سال ۱۰۵۹ هجری قمری در تبریز ضرب شده است :

ز بعد هستی عباسی ثانی صفی زد سکهٔ صاحبقرانیصفی دوم پسر عباس دوم از آغاز بهار سال ۱۰۷۹ نام سلیمان از برای خودبرگزید : بگیتی سکهٔ صاحبقرانی زد از توفیق حق طہماسمب ثانی ضرب قزوین در سال ۱۱۳۵ “سکه بر زر زد بتوفیق الهی در جهان ظل حق عباس ثالث ثانی صاحبقران ضرب اصفهان در سال ۱۱۴۵ ،سکه صاحبقرانی زد بتوفیق اله همچوخورشید جهان افروز ابراهیم شاه ضرب تفلیس ، ابراهیم برادر عادل شاه است ؟

هست سلطان بر سلاطین جهان شاه شاهان نادر صاحبقران ضرب شیراز در سال ۱۱۵۰ ، شاهان فادره صاحبقران هست سلطان بر سلاطین جهان ضرب اصفهان در سال ۱۱۵۲، همین شعر در روی سکههای نادر، ضرب مشهد و تفلیس و سند و جز اینها نیزدیده میشود ،

بزرتا شاهرخ زد سکهٔ صاحبقرانی را دو باره دولت ایران گرفت از سر جوانی را شاهرخ (۱۱۶۱- ۱۱۶۳ هجری قمری) نوه نادر بوده است ،

در سکه ای از فتحعلی شاه قاجار ضرب سال ۱۲۴۲ هجری قمری چنین نقش«سکهٔ شه فتحعلی خسرو صاحبقران»

ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۲۹۳ بیادگار سال سی ام پادشاهی خویش، دریاسکهٔ زرین، ضرب تبریز خود را « ناصرالدین شاه غازی خسرو صاحبقران » خواند .

از این شعرها و عنوانهای بسیار خنات بخوبی پیداست که قران از کجا سرچشمه گرفته است . ۳: گذشته از این سکه ها که فقط از برای نمونه برخی را یادکردیم ، در طی تاریخ

سلسلهٔ گورکانیها یا تیموریان بسا بعنوان حضرت صاحبقرانی برمیخوریم ، شاید همین | عنوان از برای پادشاهان پیشتر هم بکار میرفته، تعیین قدمت این ترگیب از روی نوشته های فارسی ، از روی بیان مقصود ما اهمیتی ندارد . تومان یا تو من لغتی است ترکی در زبان ما بسیار پیشتر از لغت نومان اسپانیای ریال و فران عربی (نام سکهای مخصوصی)، راه یافته و در حدود هفت قرن پیش از این در ایران زمین شناخته شده است پیش از سر کار آمدن ریال رسمی هر ده قران پات تومان بوده ، هنوز هم تومان بر سر زبانهاست ، معمولا هر ده ریال را بیات تومان نامند . بویژه هر آنگاه که سخن از مبلغ هنگفتی باشد و بمیلیونها ریال زند ، کلمهٔ تومان بکار برند و اینچنین ده برابر از آن مبلغ ་་་་་་་ بکاهند کلمهٔ تومان از رهآوردههای چنگیزی است چنانکه میدانیم این درندهٔ مغولی در سال ۶۱۶ (۱۲۱۹ میلادی) بایران زمین روی آورد و با این آسیب دوزخی بسیاری از لغتهای مغولی هم در فارسی رخنه کرده است .

یافت رشته از این لغتها متعلق بامور لشکری و سپاهی مغولی است ، تومان و مین و یوز که در جزء کلمات مرکب امیر تومان و مین باشی و روز باشی ، بمعنی سر و سردارو یا فرمانده ده هزار هزار و صد دیده میشود ، بادگاری است از ان روزگار تیره تومان نیز درهمان روزگارسکه ای بوده که بده هزار د دنار تقسیم میشده ، هنوزهم تومان که گفتی مسر زبان ها چنین است

حمدالله مستوفی در نزههالقلوب که در سال ۷۴۰ نوشته شده در سخن از جزیه ایکه عراق عربی درزمان خلیفه عمر میپرداخته ان زمان را بتومان پول رایج زمان خود چنین بشمار اورده مبلغ ان خراج و جز به صد و بیست و هشت بارهزار هزار (میلیون) درهم بود که باصطلاح این زمان دو هزاروصد سهمی وسه تومان و کسری . کرر.سی باشد، تفاوت عدل عمری وظلم حجاجی اثر کرد محمود کاشغری در کتاب هزار و دیگر بمعنی « بسیار » و سوم بمعنی مه۲ گرفته است ، بمعنی مه دومان میشود . ۳ تومان در تقسیم لشکری عبارت بوده از ده هزار سر باز و گاهی نیز تومان بمعنی ایلگرفته میشد و همچنین بسرزمین اطلاق میگردایده، مثلا عراق ایران به نه توهن پخش شده بود ۴. در کتا بهای تاریخ مغول غا لباً تومان بمعنی ده هزار یادشده .۳ آن حمله در جامع التوار رشد الد فضل الله که در سال ۷۰۴ تألیف آن پایان یافت امده چون نجا رسید ان سی تومان لشکر مغول و هشتاد تومان لشکر

کجا بیور از پهلوانی شمار بود در زبان دری ده هزار (فردوسی) از ریال اسپانیایی و قران عربی و تومان ترکی بجاست از چاو ۔ اسکناسی ” یاوی ۹ شرا(عربی ۹ نو کی چاو چینی ( پول کاغذی) و اسکناس روسی ( اصلا فرانسه و لاتینی) یاد کنیم . امروزه لغت چاو بمعنی پول کاغذی در ایران مورد استعمال ندارد، اینگونه وسیله مبادله را اکنون اسکناس خوانند . چاو که در تاریخ ایران بآن بر

میخوریم اینچنین به میان آمد : کیخاتوخان (۶۹۰-۶۹۴) برادر ارغون خان (۶۸۳ -از پادشان مغول نژاد از خاندان چنگیز مردی بود هرزه وزن باره و باده خوار و تن آسان و خوشگذران ، وزیر او صدر جهان زنجانی نیز مردی بود دست باز و بلند گرای ، ریخت و پاشیدگی و بخششهای بیجای این دو، خزانهٔ دولت را بیش از پیش تهی ساخت ، کار بجایی رسید که از برای هزینهٔ آشپز خانهٔ شاهی بدرهم و دینار یا تومان دسترس نداشتند . از برای چاره این کار چنین اندیشیدند که مانند چین بجای زر و سیم پول کاغذی که چاو خوانده میشد ، رواج دهند . بتاریخ جمادی الاخری ۶۹۳ هجری قمری از سوی کیخاتو ، یر لیغی صادر شد که از آن روز دیگر داد و ستد با مسکولد زر و سیم باز داشته شده و نباید هیچیا از بده و بستانها با پول فلزی انجام گیرد و هر که از این فرمان سر پیچد بسزای سخت دچار آید . از این پول کاغذی که « چاو مبارله » خوانده شده در همهٔ کتب تاریخ این دوره سخن رفته است . در تاریخ و ضاف که گفتیم در میان سالهای ۷۲۷-۷۳۶ نوشته شده نسبه بتفصیل یاد گردیده است . این اث چند جمله از آن کتاب : « و باطراف ممالک

ماه ذیقعدهٔ ۱ سنهٔ ثلث و تسعین وستمائه در تبریز چاو روان شد … بعد از سه روز فرو بهی از دیار [ تبریز] دور گشت … دکاکین و اسواق ابواب معاملات را مسدود گردانیدند یکمن نان بدیناری رایج اگر میفروختند یابنده را بح بود و بائع مسامح … نفیر و زفیر و جوش و خروش خلایق بفلات البروج پیوست و حکام و لشکریان را طاقت طاق شد . عوام الناس روز جمعه در مسجد تضرع و ابت ہال نمودند . برلیخ بنفاذ پیوست چاو را ابطال کنند ایلچیان بقطع مادهٔ شر و رفع قاعدهٔ محنت عام باطراف( , , , روانه گشتند و بفضل … این داهیه… مندفع شد

چاو را براهنمایی عزالدین مظفر که از نزدیکان صدر جهان بود و از پول کاغذی چین آگاه بود ، خواستند در ایران رواج دهند مردم از بدعت او بسیار برآشفته بودند و در هجو او اشعاری در و صاف یاد شده است . جن کانات ایلچی قوبیلای قاآن در دربار کیخاتو قاآن نیز در این کار راهنمایی کرد . پول کاغذی که در چینی چاو یا چا او (éau) خوا نده شده در همان زمان کیخاتون در کشورهای په ناور قو بیلاى قاآن = قوبلای ( ۶۷۹ – ۶۹۳ هجری قمری) پسر تولی برادر هولاکو، نوهٔ چنگیزخان رواج داشت . ۲ چنانکه در تاریخ پیداست

قوبیلای پس از بر انداختن خاندان پادشاهی سونات ( Sung ) و رام ساختن چینشهر پکینا را تختگاه خود بر گزید و آنرا خان بالیغ یعنی شهر خان (شهر امپراتور) نامید، کاغذ خان بالیغ که در ایران معروف بود از همان زمان است . مارکوپولو ایتالیایی و ابن بطوطهٔ طنجی ( بندر مراکش ) هردو از چاو در سیاحت نامه های خود یاد میکنند : مارکوپولو ( Marko polo) در سالهاى بلند (۱۲۷۵- ۱۲۹۲) با پدر خود نیکولوپولو(Niccolo polo) و عموی خود مافئوپولو (Maffeo plo) از بازرگانان ونیزی در چین بودند . در این هنگام هفده سالدر در بار قوبیلای قا آن آمد وشد داشت و طرف توجه امپراتور و مشاور وی بود و ازسوی وی بکار های بزرلد گماشته میشد و در سر زمینهای پهناور چین بسیار گردیدو خبرهای سودمندی از آن روزگاران از چین در سیاحت نامه خود بیادگار گذاشت.

او نخستین اروپائی است که از آسیای شرقی آن روزگاران سخن میدارد. در سفر نامهٔ خود که پس از بازگشت به و نیز تدوین شده دربارهٔ پول کاغذی که موضوع ماست در فصل ۲۴گوید :

« پول کاغذی خان بزراه که در سراسر کشورش رواج دارد . »

ضرابخانهٔ ( = چاوخانهٔ) خان بزرگ در همین شهر خان بالیغ است . بدرستی میتوان گفت که اینگونه پول بکار آوردن ، یکی از رازهای شیمیائی است . از درخت نوت (morus alba) که برگهایش خورالد کرمهای ابریشم است پوستها را برگیرند و آن رشته های باریات را که در میان پوست درشت و چوب درخت است ، جدا کرده بخیسانند، آنگاه در هاون کوبیده خمیر کنند و از آن کاغذ سازند ، همانند آن ماده پنبهای که از آن کاغذ سازند ، اما سیاه رنات . پس از آنکه این ساخته شد، آنرا

پاره های مختلف بریده برخی چهارگوشه و برخی دیگر اندکی درازتر این پول کاغذی برای اینکه رسمی شود و رواج گیرد مراسمی در پی دارد ؛ آنچنانکه سکهٔ زر ناب و سیم مراسمی دارد. چند تن از پایوران در سر این کارگماشته هستند که گذشته از نوشتن نامهای خود در آن ورقها ، آنها را مهر زنند . پس از آنکه اینکارها بترتیب انجام گرفت گماشتهٔ مخصوص اعلیحضرت ، مُهر پادشاهی را بر ناشنگرفزده ، بآن پاره کاغذ مهر زند ، آن شهر رناک زده بروی آن ورقه طبع گردد . بااین ضمانت ، آن ورقه اعتبار گیرد و پول رایج شود و هر که تقلب کند و چیزی مانند آن بسازد بسزای سخت دچار گردد .

از این پولهای کاغذی باندازهٔ هنگفتی در هر بخشی از کشور خان بزرلد در گردش است ، هیچکس را یارای آن نیست که آنها را در داد و ستد نپذیرد ، جز اینکه زندگی خود را بخطر اندازد . همهٔ رعایای او بیدرناک آنرا میپذیرند . و هر کالایی که دلشان بخواهد با آن خریداری میکنند، خواه آن کالا مروارید یا جواهر و یا زر و سیم باشد .

بسا در سال کاروانهای بزرله وارد خان بالیغ می شوند و در میان کالاهای خود پارچد های زربفت ، بخان بزرلد عرضه میدارند . خان بزرلد دوازده تن از مردم کالا شناس و با سلیقه را بدربار خود میخواند تا کالاها را آنچنانکه باید بیازمایند و هر کدام را که پسندیدند ، از روی وجدان ارزش آنها را معین کنند و یاث سود شایسته هم بهریات از آنها بیفزایند . بهای هرآنچه را که برگزیدند با پول کاغذی میپردازند و صاحب کالا هم ایرادی ندارد؛ زیرا با آنچه او دریافت داشته می تواند بهزینهٔ خود برساند و هر کالایی که خواست با همان پول بخرد . اگر آن سوداگر از کشوری باشدکه اینگونه پول در آنجا رواج نداشته باشد ، با این پول در چین کالاهایی بدست

میآورد که در بازارهای کشور خودش بآنها نیازمنداند . اگر کسی از این پول کاغذی در دست داشته باشد که بواسطهٔ استعمال خراب و مندرس شده باشد میتواند آنرا به ضرابخانه ( = چاو خانه) برده ، و با سه درصد کسر ہول کاغذی نوہستاند . اگر کسی از برای حرفهٔ خود بزر و سیم نیازمند باشد و خواسته باشد با اینگونه فلزات پیاله یا کمربند یا چیز دیگری بسازد ، میتواند با پول کاغذی خود از ضرابخانه شمش زر و سیم بخرد . اعلیحضرت حقوق لشکریان خود را با همین پول کاغذی میپردازد و نزد اینان همان ارزش زر و سیم را دارد . با وجود این میتوان گفت که خان بزرک بیش از هر پادشاهی در این جهان از گنجینه برخوردار است . ۱ این بطوطه که در سال ۷۲۴ در چین بوده در ذکر «در اهمالکاغذالتی بهایبیعون و بیشترون » گوید : « مردم چین با دینار و در هم چیز نمیفروشند ، خرید و فروش آنان با پارهٔ کاغذی است ، بزرگی کف آدمی که در چاپخانهٔ پادشاهی طبع شود . هر گاه این کاغذ ها در دست مردم خراب و پاره شود، آنها را بجایی برند که مانند ضرابخانهٔ

ماست، کهنه ها را داده نو بستانند و مزدی نمیپردازند زیرا کسانی که باینکار گماشتههستند از پادشاه روزی خود را دریافت کنند، در سر این ضرابخانه ( چاو خانه) یکی

از سران بزرلد گماشته شده است . اگر کسی با در هم سیم و دینار، از برای خرید بازاربرود، آن پول را از او نپذیرند و نیز بآن توجه نکنند» .۱ پس از قوبیلای قا آن و تیمور قاآن (۶۹۴ – ۷۰۶) پول کاغذی فزون و فراوان بگردش درآمد ، چون زر و سیمی که آنهمه چاو را پشتیبان باشد در خزینهٔ دولتی چین نبود، ناگزیر کاغذی شد بی بها و از گردش افتاد . پول کاغذی بسا بیشتر از عهد مغول در چین رواج یافته بود گذشته از زمان پادشاهی خاندان سونات ( ۹۶۰-۱۲۸۹ میلادی) که یادکردیم در هنگام شهریاری خاندان سوئی Sui (۵۸۹ – ۶۱۸ میلادی)

بواسطهٔ پیش آمد جنکهای پی در پی و نیازمندی پول ، بناچار پول چرمی و کاغذیبکار افتاد . ۲ پول کاغذی در ایران دوامی نداشت اما نام آن در تاریخ و ادبیات ما بجاست .

در چند فرهنات فارسی ، در آن میان فرهنای رشیدی ، کلمهٔ چاو یاد شده و از ابنیمین که در سال ۶۸۵ تولد یافت و در سال ۷۶۹ درگذشت این شعر را بگواه آوردهاست :

روان شد چو از موکب شیخ عهد رهــــى نـــاروان مانــد مانند چاواز این گذشته درزبان فارسی بهیئت چاپ و چاپخانه مانده که بجای کلمات شکر پیطبع ومطبعه بکار میرود. شات نیست که این کلمه یادگار روزگار کیخاتوخان و از چاوو چاو خانهٔ آن زمان است . در هند هم این کلمه بجای مانده چهاپ، چهاپه، چه اپه خانه،چهائی و چهاپنا (چاپ کردن) موجود است ۔

اگر پول کاغذ یا چاوزود در ایران از میان رفت ، امروزه همان پول کاغذی باسم روسی اسکناس (اصلالاتین) در ایران، چنا نکه در سراسر روی زمین بجز نزد قبایل وحشی .اسہ دارد واژهٔ اسکناس گویا بمیا نجی روس مہا بایران رسیده باشد زیرا >ふ این زبان ابی گوناس assassigunäs ناگزیر این لغت ریشه و بن اسلاو ندارد بلکه از زبان – لاتین است . روسها آنرا از فرانسه گرفته اند آن اسینه Aålla assignat ، از کلمهٔ لاتین سیگنو Signum) assigno) بمعنی حواله ، امضاء پول کاغذی فرانسه یا راسینه» که در سال ۱۷۸۹ بگردش افتاد وزود جاتهای کرد و لغتش بما رسیده ، سر انجام این اس کناس از همان V زبگردش در امدن رو به نشسم رفت و چندی که روی بکاهش نهاد. در پایان سال ۱۷۹۱ هشت درصد پایین امد ، در سال ۱۷۹۲ – ارزش .ථl اسمانه صل لیرهای رسید به ۷۲ فرانت ΟΣ سال به لیره گراییدپس از چندی درنک ” درسال ۱۷۹۵ رسید به ۲ لیره و در مارس سال ۱۷۹۶ این صدلیرهٔفقط سانته ارزش داشت است ساختصار سہ گذشت سادمیم اررس داشت ۱۰ این است با حصار سر داد پولهاى پایدار

چاوو اسینه assignat و لغاتی که از آنها بهیئت چاپ و اسکناس در زبان ما هنوز .

پایدار است . ل پس از آنکه دانستیم ریال و قران و تومان و چاو و اسکناس ازوکجاست ، اینات به بینیم خود کلمهٔ پول که همهٔ مسکوکات بهمین نام خوانده میشود از کجاست · پول مانند کلمات دیگری که در این گفتار یاد کردیم قدمت ندارد. پول بمعنی جسر که امروزه پل بی و او نویسند پیوستگی با کلمه ای که موضوع ماست ندارد ۱ در نوشته های پیشینیاه فقط در سفرنامهٔ ناصرخسرو بنظر نگارنده رسید که پول آلت مبادله یا داد و ستد یاد گردیده است . ناصرخسرو در هژدهم جمادی الاولی ۴۳۸ هجری در شهر اخلاط ( از شهرهای ارمنستان ) بود و دربارهٔ آن مینویسد : «و در این شهر اخلاط بسه زبان سخنگویند تازی ، پارسی و ارمنی وظن من آن بود که اخلاط بدین سبب نام آن شهر نهادهاند و معاملهٔ آنجا بپول باشد و رطل ایشان سیصد درم باشد»۲ اگر خوانندگان این نامه در سندی قدیمتر باین کلمه برخورده باشند باز یونانی بودن آن ثابت است و آن از ابلس (Obolos) یونانی است که در لاتین ابلوس ( Obolus) و در فرانسه ابل ( Obole) شده است . ابلس یافت ششم درهم ( = درخمه drachme) بوده ، از سیم و مس سکه زده میشد. همین سکه ناچیز بوده که یونانیان بدهان مردهٔ خود میگذاشتند. عقیده داشتند که روان پس از مراد، بقایقی نشسته ، از رود مینوی دیگر رسد. این ابلس مزد قایق بان خارون ( Charon) میباشد، ۱ در گفتار برنج (ص ۳۸) گفتیم که چینیان از برای هزینه و توشه و سفر واپسین بدهان مردگان خود صدف ( گوشماهی ) و برنج می گذاشتند.بار شاید یافت لغت فارسی که تا باندازهای مفهوم کلمهٔ پول را برساند S

«پاره» باشد . در نوشتههای پهلوی کلمهٔ پاراد بمعنی پول بکاررفته cara Stânishnih است ، بویژه پارله بمعنی رشوه و پارلد ستان و پارلد ستا گیه رشوه خواری بسیار آمده ، چنانکه در ارداویر افنامه و مینو خرد و جز اینها. در زبان ترکی عثمانی پارل که از فارسی گرفته شده ، بمعنی پول است . خود کلمهٔ پاره یاد آور نخستین مرحله سکه است ، پیش از اینکه فلزات را سکه زنند و آنها را بنقش یا خطی بیار ایند پارهٔ فلزات از برای داد و ستد بکار میرفت و آنرا یاد خواهیم کرد. واژهٔ پاره در فرهنگهای فارسی بمعنی رشوه و بخشش و بها و پول یاد شده و در نظم و نشر پیشینیان بهمان معانی بکار رفته است : هر آنجا که پاره شد از در درون شود استواری زروزن برون (عنصری) چون نار پاره پاره شو د حاکم گر حکم کرد باید بی پاره (ناصر خسرو)

و در تفسیر پهلوى اوستا آنچنانکه یادکردیم و در نوشتهای په لوى چون فرهنگپهلویک که مناختای خوانده میشود و بندهش و شایست نه شایست ، بهیشت « ۲۲» نوشته شده ) در فرهنک پهلویک Zuzan U595 هم نوشته این نشان یا علامت خوانده شده ، همارن است که ( ideogramme ) درقرات سنتی زرتشتیان جوجن خوانده شده ، همان است که دربرهان قاطع جوجوجن بلغت زند و پازند بمعنی درم باشد که چہل و هشت حبه است . »

« زورن بکسر تالٹ بروران مؤمن درم باشد که بعربی دره گویند و آن چهل و – . . . . . .

هشت حبه است » . شبهه نیست که جوجن = زوزن، در متون پهلوی بجای در هم اورده

شده ۲ و ارزش آن چهارم یا ستیر ( سیر) است یا آنچنان که در فصل اول شایست پیش از مسیح پول در ایران شناخته شده است. اگر در بخشهای متأخر اوستا مسکوک یادشده باشد نباید شگفت آمیز باشد ، اما معمولا در اوستا در بخشهایی هم که نسبهٔ متأخر دانسته شده از برای مزدکاری و دیهٔ گناهی از جنس سخن رفته و بویژه چهار پایان وسیلهٔ داد و ستد است . همچنین است در و دا Weda و تورات و همهٔ آثار کنبی قد از برای نمونه چند فقره از فرگرد (= فصل) هفتم و ندیداد را که در آن از مزد پز (baéshaza) و ستور پزشات (بیطار )سخن رفته یاد میکنیم . در فقرات ۴۱-۴۳ فرگرد آمده : د آنوبان (= موبد) را درمان کنند برای یاث آفرین نیان خانخدای را درمان کنند بارزش پست ترین ستور، دهخدای ده را درمان کنند بارزش یا ستور میانگین ، شهربان شهر را درمان کنند بارزش بهترین ستور ، شهریار کشور را درمان کنند بارزش یافت گردونهٔ چهار اسبه » در فقرهٔ ۴۲ از زن خانخدای ( کدبانو و زن دهخدای و زن شهربان و زن شهریار سخن رفته و مزد پزشکی که بیماری آنانرا چاره بخشیده باشد ، بحسب ترتیب ، یافت ماده خر و یافت ماده گاو ویات مادیان و یا ماده شتر معین شده است . در فقرهٔ ۴۳ در بارهٔ مزد پزشکی که بزرلد زادهای را از ناخوشی برهاند و مزد ستور پزشکی(بیطار)که چار پایان را تندرست سازد ، آمده : «بزرد زاده رادرمان کنند بارزش بهترین ستور ، بهترین ستور را درمان کنند بارزش ستور میانگین ستور میانگن را درمان کنند بارزش پست ترین ستور ، ستور پست ترین را درمان کنند بارزش یافت پاره گوشت » . در اوستا اینگونه فقرات که میرساند مزدکار و داد و ستد با جنسی بوده ، بسیار است . همهٔ آنها را یادکردن سخن دراز خواهد شد . در ایران و در همه جای روی زمین پیش از اختراع سکه، جنسی که بدان نیازمند بودند با جنس دیگری مبادله میشد. در میان چیزهای گوناگون برخی از آنها بیشتر از برای مبادله اختصاص یافت، از آنهاست گوشماهی که در بخش بزرگی از سرزمینها، از اقیانوس آرام (pacifique) گرفته تا کرانهای مکزیافت رواج داشت . شات نیست که وسیلهٔ مبادله از حیث زمان و مکان تغییر میکرده وفزد قومی جنس هخصوصی طرف توجہ بچہ ، مثلائزد اقوام اولیہ سنان چخماخ ( silex ) بیشتر خواستار داشت . ۱ نزد چینیها مروارید و سنک یشم و کاسهٔ سنگپشت و ابریشم و کتان در داد و ستد بجای پول بکار میرفت . پارچهٔ کتان بایستی به پهناو درازای معینی بریده شده باشد . در زمان پادشاهی و تی Wu-ti (۸۷-۱۴۰ پیش از مسیح ) ب

زرگان کشور یا خویشان و بستگان که روزانه یا در هنگام جشنها بدر بار میآمدند، پارههای چهارگوشهای ازپوست جانوران با امپراتور خود تقدیم میکردند. این چرم پارهها پس از آن مُهری یافته در میان مردم در داد و ستد بکار میرفت ، با اینکه پول فلزی مسکولد سالها پیش .۳ آن ۹۱۹ ۳۷ رواج داشت . ۱ در ایران هم در زمان داریوش و جانشینان وی با آنکه پول مسکولد موجود بود، چیزهای دیگر هم بجای سکه بکار میرفت و از آن یاد خواهیم کرد . از زمان اولیهکه بگذریم در نزد بسیاری از اقوام شبان و گله دار ، چار پایان خانگی چون گاو وگوسفند وسیلهٔ معامله بوده چنانکه در اشعار هومر Homere یونانی ارزش زینافزارهای (اسلحهٔ) برخی از ناموران و دلیران به گاو (bous) بر آورده شده است و در اشعار اشیل (Eshyle) یونانی (۵۲۵ – ۴۵۶ پیش از مسیح) گفته شده : زبان خموشی کسی را میتوان به گاو خرید و روی زبانش یافت گاو گذاشت ، از این عبارت پول اراده شده ، زیرا گاو وسیلهٔ خرید و فروش بود. همچنین لغت پکونیه Pecunia که در زبان لاتین بمعنی پول و ثروت آمده از پکوس Pecus که چارپای خانگی یا گله و رمه است ، در آمده است پلینیوس ( plinius) در نخستین سدهٔ میلادی مینویسد : « نام پول پکونیه از پیکوس در آمده که گله یا چار پای اهلی است، نخستین کسی که مس سکه زد پادشاه سوریوس Severius بود ، پیش از او در روم پارهٔ فلز

بدون اینکه سکه خورده باشد و دارای نشانی باشد ، بجای پول بکار میبردند . در زبان فرانسه کلمهٔ پکون Pécune بمعنی پول و مشتقات آن Peeuniaire و Pecunieux یادگاری است از همان روزگاران .

دیگر از چیزهایی که در مرز و بوم معینی رواج داشته و وسیلهٔ معامله بوده برنج است ، در ژاپن و بستهٔ چای غالب زده در آسیای مرکزی و پوست جانوران (مانند سمور و سنجاب) در سرزمینهای خلیج هودسون Hudson در امریکای شمالی و پارچه پنبه ای یا نمای کلوخی در افریقای مرکزی . در میان همهٔ اینها و بسا چیزهای دیگری که هر یافت در جایی چون پول بکار میرفت ، برخی از همان روزگاران کهن برتری یافته ، بده و بستانها با آنها انجام میشده و رفته رفته در همه جا و نزد همهٔ مردم روی زمین پذیرفته گردید و آن زر و سیم و مس است که در طبیعت بیش از هر چیز پایدارتر \. است و دیرتر تباه میگردد

درتوراه هم در کهنترین بخش آن مانند اوستا در بسیاری از موارد ، مبادلهٔ کالا بهمدیگر یاد شده ، بویژه سیم (نقره) وسیلهٔ داد و ستد بوده : در سفر پیدایش ، باب ۲۳ از این سخن رفته که ساره زن ابراهیم درصد و بیست و هفت سالگی در کنعان از جهان درگذشت، ابراهیم در آنجا سر زمینی برگزید چهارصد و پنجاه مثقال با تراز و سنجیدو آن زمین را خرید و ساره را بخالد سپرد. در بخشهای پسین تر از «اسفار خمسه » از درم زر سخن رفته ، چنانکه درباب دوم از کتاب عزرا که از آزاد شدن اسرائیلیان بفرمان کورش هخامنشی و از بردگی بیرون آمدن آنان و برگشتن از بابل باورشلیم برای ساختن خانه خدا، سخن رفته در فقرات ۶۸-۶۹آمده : « از جمله هدایایی که آنان از برای پیشرفت کار بگنجینهآنجا دادند ، شصت و یات هزاردرم زر و پنج هزار منای سیم و صد دست رخت از برایکاهنان بود. »۱۰ همچنین بسیاری از جاهای توراه از شقل که آنرا یاد خواهیم کرد،نام برده شده است و در یفر خروج ( Exodius ) در باب ۳۰ فقرهٔ ۱۳ گفته شده یات شقل بیست قیراط است. در آن بخشهایی از نامهٔ دینی یهود از پول سکه زده یاد شده که U .3 تأسیس پادشاهی هخامنشیان نوشته شده ، یعنی زمانی پس از گشوده شدن بابل (در سال ۵۳۹ پیش از مسیح) بدست ایرانیان و آزاد شدن یهودیان بفرمان کورش . ۲به آنچنانکه در تاریخ معروف است اختراع سکه از سدهٔ پیدایش سکهپیش از مسیح از کشور لیدیا Lydia سرچشمه گرفته است. هرودت هم در صدهٔ پنجم پیش از میلاد نوشته : « در میان مردمان و ملتهایی که ما میشناسیم مردمان لیدیا نخستین کسانی هستند که از برای مصرف خود اززر و سیم سکه زدند» بتحقیق دانشمندان امروزه ثابت است که اختراع سکه در روزگار شهریاری خاندان مر مناد ( Mermmade ) بود .

پنج تن از این خاندان در لیدیا که پایگاهش سارد سی Sardes (در فرسی هخامنشی سپرداSparda) خوانده شده پادشاهی راندند .۱ این خاندان تاریخی بخشی از آسیای کوچک را از کرانهٔ دریای اژه ( Egée ) گرفته تا رود هالیس ( Halys ) .

(امروزه قزل ایرماق) بفرمان خود داشتند در مرز جنوب غربی لیدیاسرزمین یونیه (در فرس هخامنشی Yauna) بود که از سدهٔ هفتم پیش از مسیح جزء پادشاهی لیدیا گردید – گروهی از دانشمندان برآنند که این یونہا ( مہا جوبن یونانی ) بودند که در خدمت دولت لیدیا سکه زدند و این اختراع را که پس از پیدا شدن خط ، بزرگترین اختراع است جهانیان مدیون یونها میباشند . کهنترین سکه ای که امروزه در دست داریم از قرن هفتم پیش از میلاد است. اختراع سکه از زمان گیگس Gyges سرسلسلهٔ خاندان مر مناد آغاز شده است . بنا بیات نبشتهٔ (کتیبه) آشوری این پادشاه در سال ۶۶۰ پیش از میلاد هنوز زنده و فرمانروای لیدیا بود . کار سکه در زمان پنجمین پادشاه ، کروسوس بخصوصه رونق یافت . این کروسوس Kroisos همان آخرین پادشاه “لیدیاست که در سال ۵۴۷ یا ۵۴۶ پیش از مسیح بدست کورش شکست یافت و کشورش جزء امپراتوری هخامنشیان گردید .

کشور لیدیا بخصوصه از فلزات گرانبها بسیار برخور دار بود. کهنترین سکهٔ لیدیا از فلزی است که الکترون Elektron خوانده میشود و آن فلزی است آمیخته به زر و سیم ، در حدود سی در صد آن نقره است . الکترون از رود پاکتولوس AS Paktolos پایگاه ساردس (سپردا) در کنار آن افتاده بدست میآمد. ۱ گویند ورقهای زرین با آب روان بود، هنوز هم در زبانهای اروپایی نام پاکتولوس در مجاز و استعاره بمعنی «سرچشمهٔ ثروت » گرفته می شود . کوه تمولوس Tmolos که سپردا در پایهٔ آن افتاده از کان زر بهرهمند بود از آنجاست ورقهای زرین رود پاکتولوس که از آن کوه سرازیر میشد . ۲ پول مسکولا از لیدیا در همان سدهٔ هفتم پیش از میلاد، بشهرهای یونانی نشین و مرکزهای بازرگانییونانیان راه یافت ۳ و در قرن ششم پیش از میلاد به سیسیل و ایتالیا رسید، چندی پس از آن بخاور زمین شناخته شد .

– بی شاه پیش از بسر کارآمدن هخامنشیان و گشوده شدن لیدیا سکه در ایران بدست کورش در سال ۵۴۷ یا ۵۴۶ پیش از میلاد مسیح، ایرانیان از اختراع پول تارواج آنها در خالد همسایه خودآگاه بودند، زیرا ایرانیان در روزگار شهریاری مادها با لیدیا همسایه بودند و با آن مرز و بوم سر و کار بهمرسانیدند. در زمان سومین پادشاه توانای ماد هو و خشتره Huwakhshatra (۶۲۴ – ۵۸۵) (Kyaxares) از سال ۵۹۰ پیش از میلاد میان ایران و لیدیا جنات در گرفت . این نبرد هووخشتره با الیاتس Alyattes ، پدر کروسوس Kroisos پنج سال دوام داشت

گاهی بسود ایرانیان و گاهی بسود مردمان لیدیا بود ، در این گیر و دار هووخشتره در سال ۵۸۵ از جهان درگذشت و پسر جوانش ایشتوویگو Ishtuvigu (استیاج Astyages) جانشین وی آن جنات را همچنان ادامه داد تا اینکه در روز ۲۸ ماه مه ۵۸۵ کسوف تمام روی داد، تاریکی همه جا را فراگرفت، هماوردان این گرفتگی خورشید را نشانهٔ خشم آسمانی دانسته ، بیم و هراس بهمه چیره شد، دست از پیکار بداشتند و با شتاب با همدیگر سازش و آشتی آغاز کردند. گویند تالس Thales فیلسوف و دانای یونانی ، از یونهای (Yauna) آسیای کوچاک که در سال ۶۲۴ در میلتوس ( Millet=Miletos) تولد یافت و در ساله ۵۴۳ درگذشت این گرفتگی خورشید را از پیش خبر داده بود. در این میان پادشاه بابل و پادشاه کیلیکیا (Kilikia =Cilicia ) میانجی این سازش بودند ، زیرا پیشرفت و کشورگشایی ماد از برای این دو سرزمین پر آسیب مینمود . ۱ رود هالیس ( Halys) مرز خاوری لیدیا و امپراتوری ماد گردید در این سازش و آشتی ارینیس ( Aryenis) دختر الیا تس ( Alyattes) بازدواج به ایشتوویگو پسر هووخشتره داده شد .