انواع نوشته ها

یکی از بدآموزیها، که متأسفانه در تمام شؤون اجتماعی مارسوخ کرده است ، تقلیدی است که از بیگانگان ( عرب یا غرب) می کنیم و افکار و عقاید آنان را در سمت قبول می کنیم و این افکار و عقاید در زمینهٔ عالی ادب نیز در مارسوخ دارد و آن را برای خود فضیلتی می شناسیم . غافل از اینکه آب وهوا و جو هر مملکتی تأثیر مستقیم برحیات وطرز فکر افراد آن مملکت دارد و انطباق قواعد اقلیم دیگر بر ذهن مردم این اقلیم کار درستی نیست، بلکه کجروی و ناروائی است . از این جهت ما از تقسیم نوشته ها از روی مکاتیب ادبی اروپائی بشدت اجتناب می کنیم و این کار را بدرس دیگری واگذار می کنیم و آن درس ادبیات تطبیقی است که در دانشگاه اصفهان دوست دانشمند ما ابوالحسن نجفی با کمال تبحر آنرا تدریس مادر اینجا نوشته های مختلف را از روی موضوع آن به چند دسته تقسیم و در بارهٔ هرقسم از آنها بحث می کنیم :

نوشته های تشریحی

مقصوداز نوشتههای تشریحی ، آن نوشته هایی است که در آنها یاد صحنه از داستان یا موضوعی با موشکافی و چقت هرچه بیشتر شرح داده شده باشد. و این نوشته ها را می : توانیم بدو دستهٔ عینی و ذهنی تقسیم کنیم نوشتههای تشریحی عینی عبارتست از نوشته هائی که نویسنده صحنه ای یا موضوعی را با دیدگان خویش تماشا کرده باشد و سپس جزء جزء آن را به روی کاغذ آورده باشد ، بطوریکه شنونده یا خواننده بتواند بخوبی آن منظره یا آن شیء را در نظر مجسم کند و به همان خوبی و وضوحی که نویسنده آن را مشاهده کرده است آن منظره را در ذهن خود ترسیم کند معلمان دبستان(و حتی دبیرستان) باید نو آموزان را با این نوع نوشته ها آشنا سازند و قدرت دید آنان را بکار بگمارند و آن را تقویت کنند، در صورتی که تاکنون این شیوه مورد نظر نبوده است و میتوان گفت که قلت نویسنده در میان ما شاید یکی از عللش همین عدم توجه به تقویت دیدار فرزندان ما باشد . غالب موضوعهای انشائی که در کلاسهای دبستان به شاگردان داده می شود به صورتی است که انسان متحیر میماند که چگونه از طفلی خردسال نوشتن در باره این موضوعها را میخواهند ؟

چگونه طفل نوفکری میتواند بنویسید که «چرا پدر و مادر خود را دوست دارید ؟ » یا « بنیآدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیکی گوهرند» یا «هرچه کنی، بخودکنی، » و امثال آن. تصور نکنید که در این مو ضوعه های از انشا خیال اغراق گوئی بوده است، بلکه این موضوعها در کلاس چهارم یکی از دبستانهای این کشور به اطفال ۱۰ساله داده شده است که به قول خودشان باید دربارهٔ  آنها قلمفرسایی کنند و نه  تنها هیچکدام ازآنها اطفال معصوم نتوانسته اند در ان باره ها قلمفرسائی کنند بلکه معلمشان هم نمی تواند.

به نظر من یک طفل دبستانی را باید عادت داد که از اشیاء ساده شروع کنن در بارهٔ آن اشیاء چیزکی بنویسد و معلم انرا جرح و تعدیل کند . مثلا دربارهٔ صندلی، کتاب، کلاس ، درس وامثال ان، و کم کم آن شی ساده  تبدیل به مرکب شود. ومرکب به  مجموعه های از اشیاء و سپس رفتارها را داخل اشیاء کنند تا در سالهای اخر دبیرستان ذهن دانش اموز اما دهٔ نوشتن صحیح باشد . بدین وسیله ، هم در دید و قدرت مشاهدهٔ تقوبت شده است وهم می تواند بنویسد