دو نقطه و موارد کاربرد آن در نگارش

اگر میان دو قسمت ایالت جمله ( با وجود حروف ربط) بریدگی بیش از بند مطلوب باشد، برای جداکردن آنها از یکدیگر نقطه بند بکار میبرند ؛ مثال: آیا باید جان خود را فدا کنیم تا پاره ای معتقدات بی دلیل را بعنوان سنت بودن محفوظ نگاه داریم ،

و فراموش کنیم که این گونه سنت ها با دنیای امروز سازگاری ندارد ؛ یا به راه عقل برویم و چون مردم زنده ، زندگی کنیم ؟دو نقطه در سه مورد بکار میرود و نمایندهٔ مکث و وقفه ای در جمله است کمتر از مکث مخصوص نقطه و بیشتر از مکث مخصوص نقطه بند : اول برای نمایاندن تسلسل فکری موجود میان دو نیم جمله که با هم ایالت جملهٔ کامل میسازند و اهمیت دادن به این تسلسل ، مثال : مغولان هفتصد هزار مردم نیشابور را قتل عام کردند : این خود می رساند که چه بلائی بوده اند . دوم برای جدا کردن جملهٔ کاملی از جملهٔ دیگر که مفهوم آن را تفسیر میکند یا بسط می دهد ؛ مثال : هر شهرستانی درخت مخصوص بخود دارد : تهران، چنار شیراز، سرو؛ آذربایجان ، تبریزی . . . سوم پیش از قولی که از دیگران در نوشته نقل می شود، یا پیش از گفته های دو نفر در ضمن مکالمه و پس از ذکر نام ایشان ، یا پیش از بیان یافت نظر یا قاعده ، مثال : و عین عبارت آن کتاب چنین است: «اگر آزادی این باشد که . . . » . حسن : «شما چه وقت عازم خواهید شد؟». حسین : « گمان میکنم فردا شب یا پس فردا صبح ». و از آنجا چنین نتیجه میشود: عمود بر وتر واسطهٔ هندسی است .

علامت دونقطه غالباً جانشین تعبیراتی از قبیل « مثلا ، » « یعنی ، » « از قرار ذیل » و نظایر آنهاست .

پس از کلمات مفسری همچون « یعنی ، » « مثلا، » و نظایر آنها ، وقتی دو نقطه می آید که پس آنها جمله یا جمله های کاملی باشد در غیر اینصورت پس از آنها بند (، ) می آید ؛ مثال : گفته های بی پایی از وی بجای مانده است . مثلا : علم با دین سازگاری ندارد، ثروتمند همیشه خوب است . . . . این مطلب تنها درباره دو ملت صادق است ، یعنی ، دو ملت فرانسه و انگلستان .

وقتی بر جملهٔ دوم حرف ربطی مقدم است ، دو نقطه تفسیری نمی آید ، مثال برفور دریافت که « سرا پای آن نامه ساختگی است . »